تبليغاتX
زمزمه شب پرسه های عاشقی

زمزمه شب پرسه های عاشقی

مرگ هم عرصه بایسته ای از زندگی است

سيگار (آخرين همدم تنهايي من)

آخرين همدم تنهايي من

دلم زخم بستر گرفت

اونقدر كه توي عزاي نيومدنت نشست و

سرشو به ديوار كوبيدكه شايد برگردي.

اما تو...

اما تو از اون دور فقط...

اي واي ...

سيگارم هم تموم شد...

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم آبان 1389ساعت 10:39  توسط کیانوش  | 

من نمي دانم چه صنعت كرد،

ديشب آمد پيشم و اتمام حجت كرد
ساعتي با او،
راه مي رفتيم.
گفت او...، گفتم....
هرچه گفت آخر پذيرفتم
من نمي دانم چه صنعت كرد،
ديشب آمد به پيشم و اتمام حجت كرد
و مرا آخر به پايانم
با لب پر خنده دعوت كرد.
من نمي دانم چه ها گفتم،
هم خوش و خندان، هم آشفتم
بعد از آن خفتم
.

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم آبان 1389ساعت 13:21  توسط کیانوش  | 

زبان سکوت ...

 

زبان دل بايدت نه زبان سر

یکساعت تمام ، بدون آن که یک کلام حرف بزنم ، به رویش نگاه کردم

فریاد کشید که:

                   آخر خفه شدم! چرا حرف نمیزنی ؟

             گفتم:

                    نشنیدی؟!...

                                     برو !...

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم آبان 1389ساعت 18:4  توسط کیانوش  | 

سکوتم از رضايت نيست

 

سکوتم از رضايت نيست، دلم اهل شکايت نيست
هزار شاکی خودش داره، خودش گيره گرفتاره

سکوتم از رضايت نيست، دلم اهل شکايت نيست
هزار شاکی خودش داره، خودش گيره گرفتاره

همون بهتر که ساکت باشه اين دل
جدا از اين ضوابط باشه اين دل

از اين بدتر نشه رسواييه ما
که تنها تر نشه تنهايیه ما

که کار ما گذشته از شکايت، هنوزم پايبنديم در رفاقت
ميريزه تو خودش دل غصه هاشو، آخه هيچکس نمی خواد قصه هاشو

کسی جرمی نکرده گر به ما اين روزها عشقی نمی ورزه
بهايی داشت اين دل پيشترها که در اين روزها نمی ارزه

کسی جرمی نکرده گر به ما اين روزها عشقی نمی ورزه
بهايی داشت اين دل پيشترها که در اين روزها نمی ارزه

سکوتم از رضايت نيست، دلم اهل شکايت نيست
هزار شاکی خودش داره، خودش گيره گرفتاره

سکوتم از رضايت نيست، دلم اهل شکايت نيست
هزار شاکی خودش داره، خودش گيره گرفتاره

که کار ما گذشته از شکايت، هنوزم پايبنديم در رفاقت
ميريزه تو خودش دل غصه هاشو، آخه هيچکس نمی خواد قصه هاشو

کسی جرمی نکرده گر به ما اين روزها عشقی نمی ورزه
بهايی داشت اين دل پيشترها که در اين روزها نمی ارزه

کسی جرمی نکرده گر به ما اين روزها عشقی نمی ورزه
بهايی داشت اين دل پيشترها که در اين روزها نمی ارزه

سکوتم از رضايت نيست، دلم اهل شکايت نيست
هزار شاکی خودش داره، خودش گيره گرفتاره

سکوتم از رضايت نيست، دلم اهل شکايت نيست
هزار شاکی خودش داره، خودش گيره گرفتاره

سکوتم از رضايت نيست، دلم اهل شکايت نيست
هزار شاکی خودش داره، خودش گيره گرفتاره

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 16:9  توسط کیانوش  | 

گل سرخ و گل زرد (برای او که نیامده رفت)

 

گل سرخی به او دادم ، گل زردی به من داد
 برای یک لحظه ناتمام ، قلبم از تپش افتاد
 با تعجب پرسیدم : مگر از من متنفری ؟
 گفت : نه باور کن ،نه ! ولی چون تو را واقعا دوست دارم ، نمی خواهم
پس از آنکه کام از من گرفتی ، برای پیدا کردن گل زرد ، زحمتی
به خود هموار کنی

کارو

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 0:22  توسط کیانوش  | 

ایدا در اینه

 

احمد شاملو

 

لبانت
به ظرافت شعر
شهوانی ترین بوسه ها را به شرمی چنان مبدل می کند
که جاندار غار نشین از آن سود می جوید
تا به صورت انسان دراید

و گونه هایت
با دو شیار مّورب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سوم اسفند 1386ساعت 18:51  توسط کیانوش  | 

دمی که شاعرانه بود

 

دمی که شاعرانه بود

چه ساده و سبک نشست

پرنده نگاه تو

به شاخسار قلب من

به زیر ابر لحظه ها

پرنده خیس عشق شد

نگاه رو به آسمان

بلور شد ، ستاره شد

و برگ برگ دفترم

خزان بی بهار شد

کنون پرنده پر زده

و جای خالی از پر و تر نمَََش

پراز غبار ماتم است

به ساقه های التماس من نگر به پای باد

تمام هستی مرا

چه وحشیانه می کند ز بیخ و بن

چه تازیانه می زند به شاخه ی تکیده ی دلم

به جرم آشیانه نگاه تو

کنون من و دل و هجوم باد

و لحظه ای که زیر بار آخرین نگاه تو

غرور سرو سای من

ز انجماد خرد شد

کنون من و دل و خزان یاد تو

و یک سؤا ل بی جواب

زلحظه های پر فریب آشنا

به راستی

گناه آن دمی که شاعرانه بود

از آن کیست ؟

پرنده ای که بی خبر پرید و رفت

و یا از آن ِ شاخه ای

که از هجوم باد ، بی صدا شکست ؟!

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 22:49  توسط کیانوش  | 

برای او که رفت و تو که می خواهی بروی

 

راهمان اينجا از هم جدا می شود
ديگر برای هم دو بيگانه ايم
هرقدر تلخ باشد و هرقدر دشوار
همه چيز را، آری همه چيز را بايد فراموش کنيم
...

اندوهگين مباش، هر غمی را تسلايی است
انسانها هرقدر هم که دوست داشته باشند، ميتوانند فراموش کنند
فصلها می آيند و ميروند، سالها می گذرند
روزی می آيد که تو هم فراموش کنی
...

روزها و شبهايمان را فراموش خواهی کرد
روزها و شبهای عاشقی را
...
گويی آنها را نزيسته ای، انگار عاشق نبوده ای

همه چيز را، آری همه چيز را می توانی فراموش کنی
حتی تمام نوشته هايم را، سطر به سطر
چيزی اگر بماند، حزنی عميق در وجودت خواهد بود ...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 19:43  توسط کیانوش  | 

Un-Break My Heart, Toni Braxton

 

ترانه زیبای قلبمو نشکن(با نشکن دلمو اشتباه نگیرین) از Toni Braxton

 

 

Don't leave me in all this pain
Don't leave me out in the rain
Come back and bring back my smile
Come and take these tears away
I need your arms to hold me now
The nights are so unkind
Bring back those nights when I held you beside me

Un-break my heart
Say you'll love me again
Undo this hurt you caused
When you walked out the door
And walked outta my life
Un-cry these tears
I cried so many nights
Un-break my heart
My heart

Take back that sad word good-bye
Bring back the joy to my life
Don't leave me here with these tears
Come and kiss this pain away
I can't forget the day you left
Time is so unkind
And life is so cruel without you here beside me

Un-break my heart
Say you'll love me again
Undo this hurt you caused
When you walked out the door
And walked outta my life
Un-cry these tears
I cried so many nights
Un-break my heart
My heart

Don't leave me in all this pain
Don't leave me out in the rain
Bring back the nights when I held you beside me

Un-break my heart
Say you'll love me again
Undo this hurt you caused
When you walked out the door
And walked outta my life
Un-cry these tears
I cried so many, many nights
Un-break my

Un-break my heart oh baby
Come back and say you love me
Un-break my heart
Sweet darling
Without you I just can't go on

Said that Ya love me
Tell me you love me
Un-break my

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 15:6  توسط کیانوش  | 

قسمت نميشه انگار

 

قسمت نميشه انگار دست تو رو بگيرم

براي آخرين بار براي تو بميرم

گريه نكن كه اشكات براي من يه درده

تحمل غم تو منو ديوونه كرده


هيشكي مثه من تو رو دوست نداره

اينو از تو چشام مي‌توني بخونـــي

تو بودي

جونم و عمرم و كسي كه مي‌خواستم و

قسم راستم و كي مي‌خواي بدونــــي ؟!!

واسه‌ي عشق تو

همه چي دادم و

به جز غرورم رو

كه اونم رفته به بـــــــــاد

بود و نبودم و

همه‌ وجودم رو

واسه تو دادم و

تو ميگي منو نمي‌خــــواي


هيشكي مثه من تو رو دوست نداره

اينو از تو چشام مي‌توني بخونــــي

تو بودي

جونم و عمرم و كسي كه مي‌خواستم و

قسم راستم و كي مي‌خواي بدونـــــي؟!!

قسمت نميشه انگار دست تو رو بگيرم

براي آخرين بار براي تو بميرم

گريه نكن كه اشكات براي من يه درده

تحمل غم تو منو ديوونه كرده


هيشكي مثه من تو رو دوست نداره

اينو از تو چشام مي‌توني بخونــــي

تو بودي

جونم و عمرم و كسي كه مي‌خواستم و

قسم راستم و كي مي‌خواي بدونـــــي؟!!

واسه‌ي عشق تو

همه چي دادم و

به جز غرورم رو

كه اونم رفته به بـــــــــاد

بود و نبودم و

همه‌ وجودم رو

واسه تو دادم و

تو ميگي منو نمي‌خــــواي

 
                               ... [ هيشكي مثه من تو رو دوست نداره ] ...

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 0:51  توسط کیانوش  |