تبليغاتX
شاعر نیم و شعر ندانم که چه باشد

شاعر نیم و شعر ندانم که چه باشد

 

سکوتم از رضايت نيست، دلم اهل شکايت نيست
هزار شاکی خودش داره، خودش گيره گرفتاره

سکوتم از رضايت نيست، دلم اهل شکايت نيست
هزار شاکی خودش داره، خودش گيره گرفتاره

همون بهتر که ساکت باشه اين دل
جدا از اين ضوابط باشه اين دل

از اين بدتر نشه رسواييه ما
که تنها تر نشه تنهايیه ما

که کار ما گذشته از شکايت، هنوزم پايبنديم در رفاقت
ميريزه تو خودش دل غصه هاشو، آخه هيچکس نمی خواد قصه هاشو

کسی جرمی نکرده گر به ما اين روزها عشقی نمی ورزه
بهايی داشت اين دل پيشترها که در اين روزها نمی ارزه

کسی جرمی نکرده گر به ما اين روزها عشقی نمی ورزه
بهايی داشت اين دل پيشترها که در اين روزها نمی ارزه

سکوتم از رضايت نيست، دلم اهل شکايت نيست
هزار شاکی خودش داره، خودش گيره گرفتاره

سکوتم از رضايت نيست، دلم اهل شکايت نيست
هزار شاکی خودش داره، خودش گيره گرفتاره

که کار ما گذشته از شکايت، هنوزم پايبنديم در رفاقت
ميريزه تو خودش دل غصه هاشو، آخه هيچکس نمی خواد قصه هاشو

کسی جرمی نکرده گر به ما اين روزها عشقی نمی ورزه
بهايی داشت اين دل پيشترها که در اين روزها نمی ارزه

کسی جرمی نکرده گر به ما اين روزها عشقی نمی ورزه
بهايی داشت اين دل پيشترها که در اين روزها نمی ارزه

سکوتم از رضايت نيست، دلم اهل شکايت نيست
هزار شاکی خودش داره، خودش گيره گرفتاره

سکوتم از رضايت نيست، دلم اهل شکايت نيست
هزار شاکی خودش داره، خودش گيره گرفتاره

سکوتم از رضايت نيست، دلم اهل شکايت نيست
هزار شاکی خودش داره، خودش گيره گرفتاره

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 16:9 توسط کیانوش |


 

گل سرخی به او دادم ، گل زردی به من داد
 برای یک لحظه ناتمام ، قلبم از تپش افتاد
 با تعجب پرسیدم : مگر از من متنفری ؟
 گفت : نه باور کن ،نه ! ولی چون تو را واقعا دوست دارم ، نمی خواهم
پس از آنکه کام از من گرفتی ، برای پیدا کردن گل زرد ، زحمتی
به خود هموار کنی

کارو

+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم اسفند 1386 0:22 توسط کیانوش |


 

احمد شاملو

 

لبانت
به ظرافت شعر
شهوانی ترین بوسه ها را به شرمی چنان مبدل می کند
که جاندار غار نشین از آن سود می جوید
تا به صورت انسان دراید

و گونه هایت
با دو شیار مّورب...


ادامه مطلب

+ نوشته شده در جمعه سوم اسفند 1386 18:51 توسط کیانوش |


 

دمی که شاعرانه بود

چه ساده و سبک نشست

پرنده نگاه تو

به شاخسار قلب من

به زیر ابر لحظه ها

پرنده خیس عشق شد

نگاه رو به آسمان

بلور شد ، ستاره شد

و برگ برگ دفترم

خزان بی بهار شد

کنون پرنده پر زده

و جای خالی از پر و تر نمَََش

پراز غبار ماتم است

به ساقه های التماس من نگر به پای باد

تمام هستی مرا

چه وحشیانه می کند ز بیخ و بن

چه تازیانه می زند به شاخه ی تکیده ی دلم

به جرم آشیانه نگاه تو

کنون من و دل و هجوم باد

و لحظه ای که زیر بار آخرین نگاه تو

غرور سرو سای من

ز انجماد خرد شد

کنون من و دل و خزان یاد تو

و یک سؤا ل بی جواب

زلحظه های پر فریب آشنا

به راستی

گناه آن دمی که شاعرانه بود

از آن کیست ؟

پرنده ای که بی خبر پرید و رفت

و یا از آن ِ شاخه ای

که از هجوم باد ، بی صدا شکست ؟!

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام بهمن 1386 22:49 توسط کیانوش |


 

راهمان اينجا از هم جدا می شود
ديگر برای هم دو بيگانه ايم
هرقدر تلخ باشد و هرقدر دشوار
همه چيز را، آری همه چيز را بايد فراموش کنيم
...

اندوهگين مباش، هر غمی را تسلايی است
انسانها هرقدر هم که دوست داشته باشند، ميتوانند فراموش کنند
فصلها می آيند و ميروند، سالها می گذرند
روزی می آيد که تو هم فراموش کنی
...

روزها و شبهايمان را فراموش خواهی کرد
روزها و شبهای عاشقی را
...
گويی آنها را نزيسته ای، انگار عاشق نبوده ای

همه چيز را، آری همه چيز را می توانی فراموش کنی
حتی تمام نوشته هايم را، سطر به سطر
چيزی اگر بماند، حزنی عميق در وجودت خواهد بود ...

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386 19:43 توسط کیانوش |


 

ترانه زیبای قلبمو نشکن(با نشکن دلمو اشتباه نگیرین) از Toni Braxton

 

 

Don't leave me in all this pain
Don't leave me out in the rain
Come back and bring back my smile
Come and take these tears away
I need your arms to hold me now
The nights are so unkind
Bring back those nights when I held you beside me

Un-break my heart
Say you'll love me again
Undo this hurt you caused
When you walked out the door
And walked outta my life
Un-cry these tears
I cried so many nights
Un-break my heart
My heart

Take back that sad word good-bye
Bring back the joy to my life
Don't leave me here with these tears
Come and kiss this pain away
I can't forget the day you left
Time is so unkind
And life is so cruel without you here beside me

Un-break my heart
Say you'll love me again
Undo this hurt you caused
When you walked out the door
And walked outta my life
Un-cry these tears
I cried so many nights
Un-break my heart
My heart

Don't leave me in all this pain
Don't leave me out in the rain
Bring back the nights when I held you beside me

Un-break my heart
Say you'll love me again
Undo this hurt you caused
When you walked out the door
And walked outta my life
Un-cry these tears
I cried so many, many nights
Un-break my

Un-break my heart oh baby
Come back and say you love me
Un-break my heart
Sweet darling
Without you I just can't go on

Said that Ya love me
Tell me you love me
Un-break my

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 15:6 توسط کیانوش |


 

قسمت نميشه انگار دست تو رو بگيرم

براي آخرين بار براي تو بميرم

گريه نكن كه اشكات براي من يه درده

تحمل غم تو منو ديوونه كرده


هيشكي مثه من تو رو دوست نداره

اينو از تو چشام مي‌توني بخونـــي

تو بودي

جونم و عمرم و كسي كه مي‌خواستم و

قسم راستم و كي مي‌خواي بدونــــي ؟!!

واسه‌ي عشق تو

همه چي دادم و

به جز غرورم رو

كه اونم رفته به بـــــــــاد

بود و نبودم و

همه‌ وجودم رو

واسه تو دادم و

تو ميگي منو نمي‌خــــواي


هيشكي مثه من تو رو دوست نداره

اينو از تو چشام مي‌توني بخونــــي

تو بودي

جونم و عمرم و كسي كه مي‌خواستم و

قسم راستم و كي مي‌خواي بدونـــــي؟!!

قسمت نميشه انگار دست تو رو بگيرم

براي آخرين بار براي تو بميرم

گريه نكن كه اشكات براي من يه درده

تحمل غم تو منو ديوونه كرده


هيشكي مثه من تو رو دوست نداره

اينو از تو چشام مي‌توني بخونــــي

تو بودي

جونم و عمرم و كسي كه مي‌خواستم و

قسم راستم و كي مي‌خواي بدونـــــي؟!!

واسه‌ي عشق تو

همه چي دادم و

به جز غرورم رو

كه اونم رفته به بـــــــــاد

بود و نبودم و

همه‌ وجودم رو

واسه تو دادم و

تو ميگي منو نمي‌خــــواي

 
                               ... [ هيشكي مثه من تو رو دوست نداره ] ...

 

+ نوشته شده در شنبه بیستم بهمن 1386 0:51 توسط کیانوش |


ترانه زیبای " می خواهم فقط با تو باشم " با صدای کریس روا

 

کریس روا

I just wanna be with you
No matter what they say
Just wanna be with you
Every night and every day
Cold nights, dark days
I wanna be with you
I wanna be with you
I just wanna be with you
'Till the final curtain falls
Just wanna be with you
 Then know nothing at all
Cold nights, dark days
I wanna be with you
Wanna be with you
I know there's a price to pay
For doing what we do
But I just wanna be with you
Just wanna be with you
Don't wanna hold you down
Whatever that you do
Shine on sweet angel
'Cos I just wanna be with you
I wanna be with you
Oh I wanna be with you

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 21:3 توسط کیانوش |


بر سنگ قبر من بنویسید خسته بود .

اهل زمین نبود   نمازش شکسته بود .

بر سنگ قبر من بنویسید پاک بود

     چشمان او  که دائماً از اشک شسته بود .

بر سنگ قبر من بنویسید این درخت

      عمری برای هر تبر و تیشه دسته بود .

بر سنگ قبر من بنویسید کل عمر

      پشت دری که باز نمی شد نشسته بود .

+ نوشته شده در دوشنبه سوم دی 1386 22:49 توسط کیانوش |


زمستون
تن عريون باغچه چون بيابون
درختا با پاهای برهنه زير بارون
نميدونی تو که عاشق نبودی
چه سخته مرگ گل برای گلدون
گل و گلدون چه شبها نشستن بی بهانه
واسه هم قصه گفتن عاشقانه
چه تلخه چه تلخه
بايد تنها بمونه قلب گلدون
مثل من که بی تو
نشستم زير بارون زمستون
زمستون
برای تو قشنگه پشت شيشه
بهاره زمستونها برای تو هميشه
تو مثل من زمستونی نداری
که باشه لحظه چشم انتظاری
گلدون خالي نديدي
نشسته زير بارون
گلای کاغذی داری تو گلدون
تو عاشق نبودی
ببينی تلخه روزهای جدايی
چه سخته چه سخته
بشينم بی تو با چشمای گريون

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 21:15 توسط کیانوش |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

قاصدک ! هان ، چه خبر آوردی ؟
از کجا وز که خبر آوردی ؟
خوش خبر باشی ، اما ،‌اما
گرد بام و در من
بی ثمر می گردی
انتظار خبری نیست مرا
نه ز یاری نه ز دیار و دیاری باری
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس
برو آنجا که تو را منتظرند
قاصدک
در دل من همه کورند و کرند


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

اسفند 1386

بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386


آرشیو موضوعی

ترانه
زندگی نامه ترانه سرایان و شاعران
هذیانهای خلوت تنهاییم


پیوندها

خاک پاک اهورایی من "ایران"
satan-worshipper(حتما سر بزنین)
«سایت نگاهی به محیط زیست و دفاع از جاندران»
در کوچه سار عشق
بارانی باید( تا که آفتابی براید)
آزاده
هر چي دلت خواست بگو
دوستت دارمها...آه...چه کوتاهند


    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS